نوشته شده توسط : sayberi-andishe

از سکـــوتــم بتـــرس ...!وقتــي که ساکـــت مي شوم ...لابـد همــه ي

درد دل هايــم رابــرده ام پيش خــــدا ...
خداي من بزرگتر از دشمني شماست. شايد من ضعيف تر از تو باشم

ولي خداي من قطعا از تو قوي تره !!

 



:: بازدید از این مطلب : 377
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 29 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : sayberi-andishe

مشاور رییس جمهور در امور فرهنگی در صفحه فیسبوک خود ، در ابتکاری جالب ساپورت پوشی در کشور را دارای قدمت چندین ساله دانسته است!



:: بازدید از این مطلب : 361
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 28 تیر 1393 | نظرات (1)
نوشته شده توسط : sayberi-andishe



:: بازدید از این مطلب : 505
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 28 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : sayberi-andishe

براستی شکسته باد دستی که با شمشیر جور بر فرق چنین شیری کوبید!!!
اللهم العن قتله امیرالمومنین...
اللهم العن اجبت وطاغوت
یاعلی
♥•٠·
ابن شهر آشوب در کتاب ((مناقب))از فاطمه بنت اسدعلیها السلام مادر امیرالمومنین علی علیه السلام نقل می کند که فرمود:
او را با پارچه ای قنداق کردم و بستم، آن را پاره کرد، اورا با دو قنداق بستم آن را پاره کرد تا آنکه او را با شش قنداق که بعضی از آنها پوست و بعضی ابریشم بود بستم، همه آنها را پاره کرد و سپس فرمود:
یا اُماه، لاتشدی یدی فانی احتاج ان اُبصبص لربی باصبعی.
ای مادر؛ دستهای مرانبند ، زیرا میخواهم با انگشتانم برای پروردگارم خضوع و خشوع کنم.
[مناقب ابن شهر آشوب:287/2، بحارالانوار: 274/41 ح1، مدینه المعاجز:35/2 ح375]
و در همان کتاب از عمربن الخطاب نقل کرده است که گفت:
علی علیه السلام وقتی در گهواره دستهایش بسته بود ماری را دید که به طرف او می آمد ، خود را حرکتی داد و دست ها را خارج کرد، با دست راست گردن آن مار را گرفت و به گونه ای فشرد که انگشتانش در آن داخل شد و به قدری نگه داشت تا آنکه مرد.
مادرش که چنین صحنه ای را مشاهده کرد فریاد برآورد و کمک خواست ، اطرافیان جمع شدند ، سپس به فرزندش علی علیه السلام عرض کرد:
((کانک حیدره))
گویا تو از نظر شجاعت و دلاوری چون شیر هستی
[مناقب ابن شهرآشوب287/2]
(ترجمه کتاب نفیس القطره)



:: بازدید از این مطلب : 326
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 28 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : sayberi-andishe



:: بازدید از این مطلب : 356
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 28 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : sayberi-andishe

شهدا رفتند برای دفاع از ناموس هایمان...!!

امــــــــــــا در ایران امروزی...!!

عده ای در خیابان میروند برای شکار ناموس دیگران...!!

این آقایون به ظاهر متمدن...

نگاه به ناموس دیگران را...

از نان شب هم برایشان واجب تر است...

 



:: بازدید از این مطلب : 346
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 28 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : sayberi-andishe

فرصـــت شبــــــ قــــــدر را غنیمـــت بدانیــم .. .

 شبـــ قـــدر فرصتی استـــ زرین و طلایی برایـــ شستشویـــ آینه دلـــ ..

 این شبـــ بهترین فرصـــت استـــ تـــا خوبی‌ها را جـــایگزین بدیـــها، صـــلح و صـــفا را جایگزین

 اختلاف و تفرقه، احســـان و نیکـــی را جایگزین  ظلم و ستم،

 احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم.

 نیکو و شایسته استـــ با صـــدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیکـــ
 و خیر، ثوابـــ دو چندان ببریم.

 در شبـــ قـــدر که شب‌ـــ زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌ـــ بختان ثبت می‌کند
 و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد.

 آیا توفیقی بالاتر از این هستـــ که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خـــدا نزدیک‌تر شویم؟؟؟

 



:: بازدید از این مطلب : 324
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 28 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : sayberi-andishe



:: بازدید از این مطلب : 327
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 27 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : sayberi-andishe



:: بازدید از این مطلب : 292
|
امتیاز مطلب : 63
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
تاریخ انتشار : جمعه 27 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : sayberi-andishe

درد علی دو گونه است:
یک درد. دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می‌کند. و درد دیگر دردی است که او را تنها در نیمه‌شب‌های خاموش به دل نخلستان‌های اطراف مدینه کشانده... و به ناله در آورده است.
ما تنها بر دردی می‌گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرق‌اش احساس می‌کند.
اما، این درد علی نیست.
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است،تنهائی است. که ما آن‌را نمی‌شناسیم!!
باید این درد را بشناسیم... نه آن درد را…
که علی درد شمشیر را احساس نمی‌کند.
و...ما...
درد علی را احساس نمی‌کنیم

 



:: بازدید از این مطلب : 309
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
تاریخ انتشار : جمعه 27 تیر 1393 | نظرات (0)

تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به ☫معبر سـایـبـری انـدیـشـه☫ مي باشد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

Warning: Unknown: write failed: No space left on device (28) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/var/customers/tmp/loxblog/) in Unknown on line 0